سکزی کنونی یا «سیستانی» از یک سو بیشترین خویشاوندی واژگانی و دستوری را با گویش های موجود و گذشته خراسانی و فراتر از آن لهجه های مرده ماوراءالنهری و تاجیکی کنونی دارد و از سوی دیگر واژه های مشترک بسیار، با بلوچی، که با توجه به پیوندهای تاریخی و پیوستگی های جغرافیایی و مهاجرت های قومی و خویشاوندی های طایفه ای، از دیرباز تاکنون، باید همین گونه باشد که هست. (محمدی خمک، جواد. واژه نامه سکزی. تهران: سروش، 1379، ص 11.)


آنچه در زیر می آید بخشی از واژگان مشترک سیستانی و بلوچ می باشد که به طور یکسان یا با اندکی تفاوت در صامت و مصوت های خود، در سرتاسر استان سیستان و بلوچستان به کار برده می شوند. این مجموعه که در راستای طرح ترمیم اتحاد سیستانیان و بلوچان (زابلوچ) صورت می پذیرد، پاسخی خواهد بود برای ذهن پرسشگر آن دست از افرادی که همجواری چندین و چند صد ساله اقوام سیستانی و بلوچ را نادیده انگاشته سعی در تعمیق شکاف فرهنگی میان سیستانیان و بلوچان دارند. از این رو از کلیه گویشوران سیستانی و بلوچ درخواست داریم عطف به اهمیت این موضوع، نسبت به اصلاح اشکالات احتمالی در این مجموعه اقدام ورزیده و ما را در هر چه پربار تر کردن این مجموعه یاری گر باشند.

(sis: سیستانی / bal: بلوچی)

سبیل (sis: barot / bal: barut) 

گرد و خاک (sis: palg / bal: polg) 

مو، پشم (sis: patk / bal: potak) 

خیمه (sis: pa’lAs / bal: palAs) 

کامل (sis: purra / bal: pura) 

بوسه (sis: pakk / bal: pakko) 

زخم (tapp)

انگشت (sis: chongol / bal: changol) 

دیگر (sis: dga / bal: dege) 

زیادی (sis : ziati / bal: ziAti)

متوجه (sis: sarpe / bal: sarpad)  

عقرب (sis: qa’zum / bal: zum)

دیوار (sis: de’vAl / bal: divAl)

دزد (sis: duzz / bal: dozz)

گردش (sis: chaqal / bal: chakar)

کتری (sis: chA josh / bal: cha josh)

بگذار (sis: bell / bal: behel)

فردا (sis: sa’bA / bal: sabAh)

 کفش (kowsh)

طویله (sis: gAsh / bal: gowash)

سبک مغز (ganok)

خاک رس (mall)

پناه دادن (mayAr)

مسجد (majjed)

چین و چروک (sis: krenj / bal: gerenchag)



برچسب‌ها: زابلوچ, واژه نامه زابلوچ, سیستان و بلوچستان, واژگان مشترک سیستانی و بلوچ, واژگان بلوچی, واژگان سیستانی
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1391 توسط زارایا |